عَبَسَ وَتَوَلَّىٰٓ
AAabasa watawalla
[پیامبر] چهره در هم کشید و روی برگردانْد
He Frowned
عَبَسَ وَتَوَلَّىٰٓ
AAabasa watawalla
[پیامبر] چهره در هم کشید و روی برگردانْد
أَن جَآءَهُ ٱلْأَعْمَىٰ
An jaahu al-aAAma
از اینکه آن نابینا [= عبدالله بن اُمّ مَکتوم] نزدش آمد.
وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّهُۥ يَزَّكَّىٰٓ
Wama yudreeka laAAallahu yazzakka
و [ای پیامبر،] تو چه میدانی؟ چه بسا او [از گناهانش] پاک شود،
أَوْ يَذَّكَّرُ فَتَنفَعَهُ ٱلذِّكْرَىٰٓ
Aw yaththakkaru fatanfaAAahu aththikra
یا پند گیرد و این پند به سودش باشد.
أَمَّا مَنِ ٱسْتَغْنَىٰ
Amma mani istaghna
اما آن کس که [از ایمان] بینیازی میورزد
فَأَنتَ لَهُۥ تَصَدَّىٰ
Faanta lahu tasadda
تو به او روی میآوری؛
وَمَا عَلَيْكَ أَلَّا يَزَّكَّىٰ
Wama AAalayka alla yazzakka
در حالی که اگر او خود را [از کفر] پاک نسازد، ایرادی بر تو نیست؛
وَأَمَّا مَن جَآءَكَ يَسْعَىٰ
Waamma man jaaka yasAAa
اما کسی که شتابان به سراغ تو میآید
وَهُوَ يَخْشَىٰ
Wahuwa yakhsha
و [از الله] میترسد،
فَأَنتَ عَنْهُ تَلَهَّىٰ
Faanta AAanhu talahha
تو از او غافل میشوی [و به دیگران میپردازی].
كَلَّآ إِنَّهَا تَذْكِرَةٌ
Kalla innaha tathkira
هرگز چنین نیست؛ بیگمان، این [آیات برای] تذکر و یادآوری است.
فَمَن شَآءَ ذَكَرَهُۥ
Faman shaa thakarah
پس هر کس که بخواهد، [میتواند] از آن پند گیرد.
فِى صُحُفٍ مُّكَرَّمَةٍ
Fee suhufin mukarrama
در صحیفههای ارجمندی [ثبت] است.
مَّرْفُوعَةٍ مُّطَهَّرَةٍۭ
MarfooAAatin mutahhara
[در جایگاهی] بلندپایه و پاکیزه [از پلیدی]
بِأَيْدِى سَفَرَةٍ
Bi-aydee safara
در دست سفیران [وحی] است
كِرَامٍۭ بَرَرَةٍ
Kiramin barara
[که] بزرگوار و نیکوکارند.
قُتِلَ ٱلْإِنسَـٰنُ مَآ أَكْفَرَهُۥ
Qutila al-insanu ma akfarah
مرگ بر انسان [کافر، که] چقدر ناسپاس است!
مِنْ أَىِّ شَىْءٍ خَلَقَهُۥ
Min ayyi shay-in khalaqah
[الله] او را از چه چیز آفریده است؟
مِن نُّطْفَةٍ خَلَقَهُۥ فَقَدَّرَهُۥ
Min nutfatin khalaqahu faqaddarah
او را از نطفۀ [ناچیزی] آفرید، سپس او را موزون ساخت.
ثُمَّ ٱلسَّبِيلَ يَسَّرَهُۥ
Thumma assabeela yassarah
سپس راه را برایش آسان نمود.
ثُمَّ أَمَاتَهُۥ فَأَقْبَرَهُۥ
Thumma amatahu faaqbarah
آنگاه [پس از پایان عمر،] او را میرانْد و در قبر [پنهان] نمود.
ثُمَّ إِذَا شَآءَ أَنشَرَهُۥ
Thumma itha shaa ansharah
سپس هر گاه بخواهد، او را [زنده میکند و] برمیانگیزد.
كَلَّا لَمَّا يَقْضِ مَآ أَمَرَهُۥ
Kalla lamma yaqdi maamarah
هرگز چنین نیست [که او میپندارد]. او هنوز آنچه را که [الله] فرمان داده به جای نیاورده است.
فَلْيَنظُرِ ٱلْإِنسَـٰنُ إِلَىٰ طَعَامِهِۦٓ
Falyanthuri al-insanuila taAAamih
انسان باید به غذای خویش [و آفرینشِ آن] بنگرد:
أَنَّا صَبَبْنَا ٱلْمَآءَ صَبًّا
Anna sababna almaasabba
ما آب فراوان [از آسمان] فروریختیم،
ثُمَّ شَقَقْنَا ٱلْأَرْضَ شَقًّا
Thumma shaqaqna al-arda shaqqa
سپس زمین را از هم شکافتیم،
فَأَنۢبَتْنَا فِيهَا حَبًّا
Faanbatna feeha habba
آنگاه دانه[های فراون] در آن رویاندیم،
وَعِنَبًا وَقَضْبًا
WaAAinaban waqadba
و انگور و سبزی [خوراکی بسیار]،
وَزَيْتُونًا وَنَخْلًا
Wazaytoonan wanakhla
و زیتون و نخل،
وَحَدَآئِقَ غُلْبًا
Wahada-iqa ghulba
و باغهایی [انبوه و] پردرخت،
وَفَـٰكِهَةً وَأَبًّا
Wafakihatan waabba
و [انواع] میوه و علوفه [پدید آوردیم].
مَّتَـٰعًا لَّكُمْ وَلِأَنْعَـٰمِكُمْ
MataAAan lakum wali-anAAamikum
[همۀ اینها] برای بهرهگیری شما و چهارپایانتان است.
فَإِذَا جَآءَتِ ٱلصَّآخَّةُ
Fa-itha jaati assakhkha
هنگامی که [آن] صدای مهیب [قیامت] فرارسد،
يَوْمَ يَفِرُّ ٱلْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ
Yawma yafirru almaro min akheeh
روزی که انسان از برادرش میگریزد
وَأُمِّهِۦ وَأَبِيهِ
Waommihi waabeeh
و از مادرش و از پدرش
وَصَـٰحِبَتِهِۦ وَبَنِيهِ
Wasahibatihi wabaneeh
و از زنش و پسرانش [نیز میگریزد]،
لِكُلِّ ٱمْرِئٍ مِّنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ
Likulli imri-in minhum yawma-ithinsha/nun yughneeh
در آن روز، هر کس را کاری است که او را به خودش سرگرم میدارد [و از دیگری بازمیدارد].
وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُّسْفِرَةٌ
Wujoohun yawma-ithin musfira
چهرههایی در آن روز، گشاده و روشن است.
ضَاحِكَةٌ مُّسْتَبْشِرَةٌ
Dahikatun mustabshira
[به خاطر نعمت و رحمتِ الله] خندان [و] شاد است.
وَوُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْهَا غَبَرَةٌ
Wawujoohun yawma-ithin AAalayhaghabara
و چهرههایی در آن روز، غبارآلود است.
تَرْهَقُهَا قَتَرَةٌ
Tarhaquha qatara
[و] سیاهی [و تاریکی] آنها را پوشانده است.
أُو۟لَـٰٓئِكَ هُمُ ٱلْكَفَرَةُ ٱلْفَجَرَةُ
Ola-ika humu alkafaratu alfajara
اینان همان کافرانِ بدکردارند.